close
تبلیغات در اینترنت
متون عاشقانه
ثبت نام

cafeshgh

حکایت من

کد پست : 16
حکایت من
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت...! 
 
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ...! 
 
 
 
حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ...! 
 
 
 
زخم داشت و ننالید ...! 
 
 
 
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ...! 
 
 
 
حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شترست ..! 
 
 
 
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ 
 
 
 
صداها را بشنود ... !
, , , , , , , , , ,
ادامه مطلب
بانوی کوچولو

خسته و درمونده بودم 

از همه جا رونده بودم

به هر خونه می رسیدم مهمون نا خونده بودم

هیشکی حسابم نمی کرد هیشکی جوابم نمی داد

 

 

بقیه پست رو در ادامه مطلب دنبال کنید...

, , , , , , , , , ,
ادامه مطلب